کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : جواد محمدزمانی     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن     قالب شعر : مثنوی    

لخـتـی بـیـا به سـایهٔ این نخـل‌ها رباب!            سخت است بی‌قرار نشـستن در آفتاب!

این گریه‌های بی‌حدِ كودک برای چیست؟            این گریه‌ها، ز جنس تقاضای آب نیست!


این بار گریه، حاصل عشق است و شوق و شور            رفـتـن ز مـرز حـادثـه تا قـلـه‌های نور

«ساقی! حدیث سرو و گل و لاله می‌رود»            «این طفل، یک‌شبه ره صد ساله می‌رود»

این بار، گوش بر سخن هیچ‌کـس مکن            گهـواره را برای شهـادت قـفـس مـکـن

این طفل را فقط پی اهدای جان فِرِست            این هدیه را فقط به سوی آسمان فِرِست

باید که شعـرِ فـتـح بخـوانـد، قبول کن!            حیف است او به خیمه بماند، قبول کن!

برخـیـز ای ربـاب، دلت را مجـاب کن            قـنداقـه را به دست پـدر ده، شـتاب کن

بشتاب! نه! شتاب عـلی بیشتر شده‌ست            گویا ز رازهای خـدا، با خـبـر شده‌ست

وقـت وداعِ هـمـسـفـر آمـد، نـگــاه کـن            هـنــگــام بـوسـهٔ پـدر آمـد، نـگــاه کـن

دشـمن به غیر کـیـنه، مقـابل نشد، نشد            در این میانه، حرمـله، کاهل نشد، نشد

گل را نـصیبِ صـاعـقـه کردند کوفیان            «از آب هم مـضایـقه کـردند کـوفیان»

كم مانده بود عالم از این داغ جان دهد            ای مـادرِ شـهـیـد خـدا صـبـرتـان دهـد!

می‌دانـم از دل تو شـكـوفـیـد ایـن امـیـد            آقا سرش سلامت، اگر طـفل شد شهید!

امّـا كـسـی نـمـانـده بـه آقـا تـوان دهـد!            یا رب مـباد از پسِ این داغ جـان دهد!

حالا به پـشتِ خـیـمه پـدر ایستاده است            مشغـولِ دفـنِ پـیكـر خورشید‌زاده است

لـبـریـز ابـر مـی‌شـود و تــار، آسـمـان            در خاک دفن می‌شود انـگـار، آسـمـان

بهتـر كه دفـن بـود تن طـفـل تو ربـاب            بوسه نزد سه روز بر این پیكـر آفـتاب

بـهـتر كه دفـن بود و پی بـوریـا نرفت            آن مـاه‌ پـاره زیـر سُـم اسـب‌هـا نـرفـت

بهتر كه دفن بود و چو رازی كتوم شد            این نامه، محرمانه شد و مُهر و موم شد

لخـتـی بـیـا به سـایهٔ این نخـل‌ها رباب!            سخت است بی‌قرار نشـستن در آفتاب!

از خاطـر تو آن غـم دیرین نرفته است            آب خوش از گلوی تو پائین نرفته است!

زمزم به چشم و زمزمه در سینه تا به کی؟!            آه از جـدایـی دل و آئـیـنـه تـا به کـی؟!

بگذار از این حکـایت خون‌بار بگذریم            نفرین به هر چه حرمله! بگذار بگذریم

امّا از این گذشته تـمـاشـا کن ای رباب            حالا حسین مانده و این خیل بی‌حساب!

تنهـا به سـمـت مـعـرکه بـاید سفـر کـند            زینب کجـاست دخـتـر او را خبر کند؟

این لاله لاله باغ مگـر وا نهـادنی‌ست؟            این شرحه شرحه داغ مگر شرح دادنی‌ست؟

كـم‌كـم سـکـوت، ساحـلِ فـریاد می‌شود            آبِ فــرات بــر هــمــه آزاد مــی‌شــود

آبی ولی منوش كه غیر از سراب نیست!            زَهْر است این به كام تو، باور كن آب نیست!

این آب، شیـر می‌شود و سنگ می‌شود            یعـنی دلت برای عـلی، تـنگ می‌شود!

لخـتـی بـیـا به سـایهٔ این نخـل‌ها رباب!            سخت است بی‌قرار نشـستن در آفتاب!

مهـمانِ سـفـره‌هـای فـراهـم نـمی‌شوی؟            عیسی شده‌ست طفل تو، مریم نمی‌شوی؟

غمگین مباش، آخر این ماجرا خوش است            پایان شب به میمنت «والضّحی» خوش است

آیـد بـه انــتــقــام کـسـی از تــبــارتــان            «عَجّل عَلی ظُهورکَ یا صاحبَ الزمان»

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل اشتباه فاحش حذف شد؛ به اشتباه گفته میشود کربلا بین دو رود بزرگ دجله و فرات است که کاملاً اشتباه است؛ زیرا هم دجله و هم فرات هر دو در شرق کربلا قرار دارند که ابتدا فرات و سپس دجله قرار دارد آن هم با فاصلۀ بسیار زیاد.( به نقشه های عراق مراجعه بفرمائید)  ضمنا کربلا در امتداد فرات بوده و هست نه در کنار آن!!!. در واقع در ۳۵ كیلومتری شمال شرقی شهر كربلا شهر مسیب قرار دارد كه رودخانه فرات از آن رد می‌شود و مرقد مطهر طفلان مسلم در آن قرار دارد و شاخه‌ای از فرات که به نام نهر حسینیه ( علقمه ) موسوم گردیده، در این منطقه از فرات جدا شده و از داخل شهر کربلا می‌گذرد و می‌دانیم که شهر در اطراف حرمین که ۵۰۰ متر با هم فاصله دارند، ساخته و آباد شده است.

حالا چه عاشقـانه محـاسن كند خضاب            سبـط رسول، تـشـنـه میان دو نهر آب!

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محسن حنیفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

وقتی به‌هم لب‌های طفل محتضر می‌خورد            بر قلب مادر تیر نه، که نیشتر می‌خورد

در روضـه‌هـایش آمده مثل عـلـی اکـبر            او آب از تـسنـیم لب‌های پدر می‌خورد


یاقوت لب‌های علی‌اصغر ترک برداشت            یاد لب او، آب هم خونِ جگر می‌خورد

این شیرخواره مثل شیر نر رجز می‌خواند            دشمن "شکست" از تشنه‌کامی بی سپر می‌خورد

شاهی سخن گفت و سپاهی هلهله کردند            خیلی به کوه غیرت شهزاده بر می‌خورد

بی شک شفیع برزخ و دنیا و محشر اوست            از این جهت بر نای او تیر سه‌پر می‌خورد

هرگز نمی‌بخشید حلق خویش را تا حشر            تیر عـدو بر قلب بابایش اگر می‌خورد

داده سـلامـی بـر لـب خـشـکـیــدۀ بـابـا            از تـیـرهای آب‌دیـده هر قَـدَر می‌خورد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما به دلیل مستند نبودن و یا تحریفی بودن مطالب و مغایرت با روایات معتبر؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور اجتناب از گناه تدلیس یا تحریف سخان ائمّه؛ بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید . جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید

بی شک شفیع برزخ و دنیا و محشر اوست            از این جهت بر نای او تیر سه‌پر می‌خورد

هرگز نمی‌بخشید حلق خویش را تا حشر            تیر سه‌پر بر قلب بابایش اگر می‌خورد

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : وحید مصلحی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بارانِ داغ روی سرش، بی‌امـان گرفت            بادی وزیـد، بـاغ گـل از باغـبان گرفت

یک نـیم روز نصفِ قـبـیـله شـهـیـد شد            پیر و جوان و مرد و زن از کاروان گرفت


عاشق هر آنچه داشت به معشوق عرضه کرد            معشوق هرچه خواست دلش، امتحان گرفت

حـتـی تـوانِ گــریـه نــدارد گٌـلِ ربــاب            پژمرده غنچه‌ای که زبان در دهان گرفت

دریا برای ماهی لب تـشنه آب خواست            رفت از رباب طفلِ تَـلَـظّی‌کُـنان گرفت

بـین سـپـاه هـمـهـمـه افـتـاد و ابن سـعـد            دسـتور داد حرمـله تـیر و کـمان گرفت

کـار پـدر تـمـام شـد از مـکـر حـرمـلـه            تـیر آمد و گـلـوی پـسر را نشان گرفت

آشـفـته‌حـال دور خـودش چـرخ می‌زند            تردیـدهای مـاندن و رفـتن، امان گرفت

حـالا مـردد اسـت چـگـونـه حـرم رود؟            از غـربتـش تمام زمین و زمـان گرفت

حالا جـواب مـادر اصغـر چه می‌شود؟            وقتی سراغ کودکش آن نیمه‌جان گرفت؟

آن ضجه‌های تلخ که از خیمه می‌رسید            از زانـوان خــسـتـۀ مـولا تـوان گـرفت

پاشـید خـون حـلـق پـسـر را به آسـمـان            از روضه‌اش عجیب دل روضه‌خوان گرفت

سنگین شده است عرش خدا لحظه‌ای که شمر            با چکمه روی سیـنۀ مولا مکان گرفت

مقـتول قـتل صبری و ای کاش تیز بود            آن خنجری که شمر ز دست سنان گرفت

تـو آفـتـاب هـر دو جـهـانـی بـرای چـه            فطرس سه روز روی تنت سایبان گرفت؟

پاداش آن قرائت تو ضربِ چوب نیست            صد بوسه از لب و دهنت خیزران گرفت

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : ناصر دودانگه نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : چهارپاره

گریه بر جان دادنش افلاک کرد            خون زیر حنجرش را پاک کرد
کـند با شـمـشـیر قـبـر کـوچکی            از
لحد کوچکترش را خاک کرد


تیر جا خوش کرده‌ای بر حنجر است            ذبح اکبر بود و نامش اصغر است
تاج گل از قـبر او شـرمنده بود            قدش از یک شاخه گل کوچکتر است

آه از این سـیـنۀ پُـر خون بکش            ناز از این غـنچۀ گلگـون بکش
مادرش از دیـدنش جان می‌دهد            تیر را آهـستـه‌تـر بیـرون بکش

دفـن شـد آن دیــدۀ دریــایـی‌اش            خـاک شد شـرمـندۀ زیـبـایی‌اش
وقت تـلقـیـن علی
اصغـر رسید            اسـمـع افـهـم شـد دم لالایـی‌اش

قـبـر شد کـاشانه‌اش شرمـنده‌ای            از غـبـار خـانـه‌اش شـرمنده‌ای
جای طـفـلت داخل گهـواره بود            از تکـان شـانـه‌اش شـرمـنده‌ای

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : گروه شعری یامظلوم نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آن خیمه‌ که بهشت دخیل است بر درش            آتــش گـرفـت چـون جـگــرِ آب‌آورش

از خـیـمه‌هـا هـنوز به عـبـاس می‌رسد            آهِ ربـاب و گـریـۀ نـوزاد مـضـطـرش


بودند دیو و دَد همه سیراب و می‌مکید            اصغر ز قحط آب سرانگشت مـادرش

بعد از سه شب گرسنگی و گریه و عطش            جـانـی نـمـانـده بـود در انـدام لاغـرش

گـهـواره جایـگـاه سـخـنـرانی‌اش نـبود            دست حـسـین گـشـت بـلـنـدای منـبرش

وقت رجز، گلـوش دهـن باز کرده بود            با ذکـر یابن فـاطـمـه و یابن حـیـدرش

تـشـویق کرد حـرمـلـه را لـشگـر یزید            وقتی علی به سمت عقب پرت شد سرش

وا شد گـلـوش قـبل زبـان بـاز کردنش            رفت و «پدر» نگفت علی‌اصغر آخرش

خـون ذبـیح ریخت روی سیـنـۀ خـلـیل            حالا که می‌دهد خبرش را به هاجرش؟

طوری حسین کودک خود را فدا نمود            حتی نریخت روی زمین خون اطهرش

هـنگـام‌ دفـن‌ کـردن‌ شیـرخـوارۀ حـرم            افتـاد یاد مـحـسـن مـظـلـوم و پـرپرش

: امتیاز
نقد و بررسی

سه بیت از این شعر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : حسین ایزدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

فضای خیمه برای تجلی‌اش تنگ است            علی کسی‌ست که با کفر بر سر جنگ است

شـبـیه کـودکـیِ حـیـدر است و از اول،            صدای گریۀ او با رجز هماهنگ است


علی، علی‌ست چه شش‌ماهه یا نَوَد ساله            که ریشه می‌کَنَد از هرچه بذرِ نیرنگ است

ز غربت ولی الله سوخت، نه ز عطش            قــعــودِ وقـتِ امــام، یـک نـنـگ اسـت

علی! به منبرِ دستِ حسین خطبه بخوان            که خطبه‌های علی خط ‌به‌خط خوش‌آهنگ است

عـلی برای هـدایت طـلـوع کـرده، ولی            همیشه پاسخ کوفه برای حق، سنگ است

گمان کنم که (سفیدی) برات دردسر است            لباسِ سرخ مبارک! چقدر خوش رنگ است

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : منصوره محمدی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

حسینی زاده هستی، شیوۀ اعجاز میدانی            بگو با حنجرت قدری به ما اسرار پنهانی

گلویت راه شیری و سه جرعه تیر قادر نیست            که روی کهکشان را خط بیندازد به‌آسانی


تبارت آفتاب است و زلال رود و بارانی            بهاران را نشان دادی در آن عصر زمستانی

کجای این جهان دیدند یک لشکر به یک‌باره            ز نوزادی بیاموزد چنین رسم مسلمانی؟

علی‌الظاهر تو نوزادی، ولیکن یک ولی‌الله            که می‌بردند نامت را علی جویان به حیرانی

تو روح عدلی و حقاً توانستی به نای حق            ستون کاخ ظلمت را چنان زینب بلرزانی

دلی که بی‌تو می‌ماند بیابان است می‌خشکد            نگاهت نور مهتاب است در یک شام بارانی

شبیه باد سرگردان، میان صحن می‌چرخم            و می‌گویم به آن‌هایی که می‌آیند مهمانی

«گدای» کربلا بودن شرف دارد به «اربابی»            بیا مسکین در این خانه، که پشت در نمی‌مانی

بیا که سفرۀ احسان در این بیت الکرم پهن است            چه خانی و چه احسانی، چه روزیِ فراوانی

منم آنکه کریمی چون تو را دارد و تو آنی            که دستم را گرفتی بارها در کمتر از آنی

پـریـشـانم پـریـشان هـوای کـربـلای تو            زیارت هست پـایان دل‌انگـیز پـریشانی

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : رضا رسول زاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آن کودکی که در دلِ میدان اَمان نداشت            تابِ گـلـوی خُشکِ وِرا آسمان نداشت

می‌خواست یک‌کلام بگوید که "تشنه‌ام"            اما هِزار حِیف که طفـلی زَبان نداشت


می‌خواست تا به اَشک کُند رَفعِ تشنگی            یک قطره هم به چَشمِ خود اَشکِ رَوان نداشت

مادر همیـشه مَظهـرِ اَمواجِ دَردهاست            اینجا رُباب هم به‌جز آه و فَغان نداشت

دیـدنـد بـا عَـبـای رَسـول آمَـده حُـسـین            حُجـّـَت تـمـام‌تر به دِلِ کاروان نداشت

موجی فُرات می‌زد و لَب روی لَب عَلی            بی رَحـمیِ عَـیان ‌که نیـازِ بیان نداشت

تَـحـریک شُد قُـلـوبِ تَـمـامِ سِـپـاهـیـان            گُفتند: شیرخواره که بَر ما زیان نداشت

یک تـیـر آمد و سه هَدف را نِشانه زد            جُز طِفل و قَلبِ مادَر و بابا، نِشان نداشت

با سُرعَتی که تیر به حُلقومِ او نِشَـست            حَتّی برای بَستنِ چَشمَش زَمان نداشت

گـیـرَم گِرِه حُـسـِین زِ قُـنـداقه باز کرد            تا دست‌وپا زَنَد، تَنِ اَصغر که جان نداشت

پاشـید خونِ او به سَما و به ناله گُفت:            شیرخواره که نیاز به تیر و کَمان نداشت

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است لذا بیت زیر تغییر داده شد، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

پاشـید خونِ او به سَما و به ناله گُفت:            شش‌ماهه که نیاز به تیر و کَمان نداشت

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محسن حنیفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

نـمی‌رسد به مـقـامـات تو گـمـان کسی            نـبـوده لایـق تـوصـیف تو، بـیان کسی

به هیبت تو یـقـیـناً به طـور جلـوه کـند            خدا اگر که خودش را دهد نشان کسی


بـه آسـتـان گـلـویـت دخـیـل مـی‌بـنــدد             اگر که کارد رسیده به استخوان کسی

عـلی‌تر از همه اوقات می‌شوی امروز             شده‌ست نـغـمـۀ لالایـی‌ات اذان کـسی

برای اینکه به "نورِ" تو سر به راه شوند             به ناکسان زده رو، قلبِ مهربان کسی

رسیده بر عـتـباتِ لبِ تو هُـرمِ عـطش            رسـیده بر لب خـشکـیدۀ تو جانِ کسی

به جز حـسین که جان داده با تلظّیِ تو             نبود صبـر در این امتحان توان کسی

بهشت، روضۀ تو گشته گوش تا گوشش            سه‌شـعـبه آمده بی اذن در جـنانِ کسی

به آسـمـان دم مـظـلـوم می‌دهد پـدرت            که خون حنجره‌ات هست نوحه‌خوان کسی

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند سیدالشهدا بدن مطهر علی اصغر را دفن کردند و موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ ضمنا موضوع تیر سه شعبه در شهادت این نازدانه مستند نیست!! جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

پی غـنـیـمتِ قـتـل تو آسـمان و زمـین            تـنت از آنِ کـسی و سرت از آنِ کسی

رباب بعد تو دیگر به زیـر سایه نرفت             به روی نیزه سر توست، سایه‌بان کسی

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : حسن تقی لو نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

این طفـل زبان بـسـتۀ من خواب ندارد            از تـشـنـگـی‌اش در بـغـلـم تـاب نـدارد

گـفـتم که از آن مشک عـمو قـطرۀ آبی            گـفـتـنـد که شـرمـنـده عـمـو آب نـدارد


یک مشک تهی، تشنگی و گریه طفلی             دیگـر چه کـنـم قـافـلـه مـیـراب نـدارد

بُرد آن شه دین زیر عبا کودک خود را            دیـدنـد که تـنـهـا شـده اصـحـاب نـدارد

گفتند عجب! چیست که بر دست حسین است            رخـشـنـدگـی‌اش را رخ مـهـتـاب ندارد

در دفـتـر خود یک مه دیگر بنـویـسـید            اینـگـونه مـهـی جـز خود اربـاب ندارد

از بـین همه حـرمله گویا پیِ کاری‌ست            ایـنجـا چه بـگـویـم که دلـم تـاب نـدارد

یک تیر سه پر، حنجر نازک، چه سکوتی            گـفـتـنـد کـه شــایـد دلِ پــرتــاب نـدارد

آن سـنـگ دل امــا بـه دل زادۀ زهــرا            زخمی زده که زخمه و مضراب ندارد

با کوچکیِ دست، همین غـنـچـۀ پـرپـر            وا کرده هـزاران گـره، اعـجـاب ندارد

سالک هم از او حاجت خود را طلـبیده            زیرا که به دل جـز غـم احـبـاب ندارد

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سید محمد حسین حسینی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن قالب شعر : غزل

ملتهب است حنجرت بس که ندیده آب را            داده به خیمه‌های ما وضع تو التهاب را

چنگ به سینه می‌کِشی مادر خویش می‌کُشی            تشنه‌ترینِ تشنگان سعی مکن سراب را


مشک گرفت و رفت تا علقمه تا بیاورد            یا که به خـیـمه آب را یا خبر ربـاب را

کُشت تمام خـیمه را رفـتن چـشم‌های تو            تا به کجا به مادرت می‌دهی اضطراب را

دست به دست رفته‌ای تا ته خـیمۀ زنان            گریۀ بی‌امان تو خواب نموده خواب را

آب نمانده در حرم شیـر نـمانده در بـرم            گبر و جهود و هم نبیند این چنین عذاب را

رفت و کشید اماممان منت خولی و سنان            حرمله داد آن میان بر سخنش جواب را

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

بنویـسـیـد که اینـگـونه شده سـرگـشـته            یک قدم رفته به خیمه، دو قدم برگشته

روی برگشت ندارد به حرم، حق دارد            چه جوابی بدهد، بی‌ علی اصغر گشته


طفل را زیر عـبا برد، همه فـهـمـیـدند            پـدر پـیـر خـجـالـت‌زده مضطـر گشته

نه فقط خیمه، که از حالت واله شدنش            دیدۀ لـشـگـر کـوفه به خـدا، تر گـشـته

آب می‌داد و نمی‌داد چه فرقی می‌کرد؟!            رفـتـنـی بود دگر غـنـچـۀ پـرپـر گشته

آب می‌خواست اگر، خواست هدایت بشوند            پـاسخ خواسـتـنـش خـنـدۀ لشگـر گشته

به دلش تیر سه شعبه دو سه تا داغ گذاشت            داغ این طـفـل ولی چـنـد بـرابـر گشته

آه! از تیر بزرگی که به حلقومش خورد            آه! از آن بـدن کـوچـک بیسـر گـشـته

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : محمد جواد شیرازی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آن‌قَدَر لب تـشـنه و معـصـوم بود            گریه هم می‌کـرد، نـامـفـهـوم بود

صورتی کوچک شبیه غنچه داشت            استـخـوانـش نـرم، مثـل مـوم بود


مادرش از تشنگی شیری نداشت            در مـیـان خـیـمـه‌هـا مغـمـوم بود

جـان به قـربـانِ غـریـبیِ حـسـین            از دو قـطـره آب هم محـروم بود

آب را بـسـتـن بـه روی کـودکـان            در کدام آئین و دین مرسوم بود؟!

شد از این کـودک تلـظی کردنش            سهـم بابایی که خـود مظـلـوم بود

بین دستـش یک طرف جسم علی            یک طرف هم صورت و حلقوم بود

گوش تا گـوش عـلی پـاشـیـده شد            چون به جرم عاشقی محکوم بود

: امتیاز
نقد و بررسی

دو بیت از این شعر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند سیدالشهدا بدن مطهر علی اصغر را دفن کردند و موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ ضمنا موضوع تیر سه شعبه در شهادت این نازدانه مستند نیست!! جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : حسن شیرزاد نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

تا تر کند یک لحظه خشکی دهانش را            پیـوسته می‌گـرداند دور لب زبـانش را

در بـین آغـوش پـدر آرام شد هـر چـند            هرم عطش می‌سوخت جسم نیمه‌جانش را


نـاگـاه بـین خـیـمه قـلب مـادری لـرزید            وقتی کسی برداشت در آن سو کمانش را

تیری دویید و خنده های کوچکش را برد            تیـری که پـایـان داد رنج بی‌امـانش را

سنگی رسید و ماهی کوچک به خون غلطید            دریا به خون آمیخت صحن آسمانش را

یک لحظه بعد از آسمانها قاصدک می‌ریخت            هر قاصدک می‌بـرد درد بی‌کرانش را

می‌خواست اندوه پدر را کم کـند قدری            لبخـنـد زد ته مـانـدۀ تـاب و تـوانش را 

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ ضمنا قصه بودن سر مطهر این نازدانه کنار سر پدر در تشت برای اولین بار امسال توسط این شاعر جعل شده است که جای تاسف دارد!!! جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

زیر عـبا می‌رفت پشت خـیمه اما کاش            دشـمن نمی‌فـهـمـید در آنجا نـشانش را

جان جهـان بادا فـدایش که مـیان تـشت            همراه بـابـا خورد سـهم خـیـزرانش را

ضمناً موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) 

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سید پوریا هاشمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

از سـمت خـیـمـه آمـده اخـبار تازه‌ای            از گــاهــواره آمــده ســـالار تــازه‌ای

عباس هم در عـلـقـمه تکـبـیر می‌کشد            جای عـمـو رسـیـده عـلـمـدار تـازه‌ای


نامردهای کـوفـه بتـرسید از این پسر            چون آمـده است حـیـدر کـرار تازه‌ای

صد مرده زنده می‌شود از نام اعظمش            عـیـساست یا که احمد مخـتـار تازه‌ای

اعجاز طفل ما به کلام و کتاب نیست            رو کرده است بر هـمـه آثـار تـازه‌ای

آقا بـلـند کرد علی‌ را و خـطبه خـواند            آغــاز شـد کـلام گــهــربــار تــازه‌ای

ناگـاه قـاتـلـش روی زانو نشان گرفت            آمـاده بـود حـرمـلـه بــر کـار تـازه‌ای

تیری که خورد بر گلویش داغ داغ بود            این تیر بود یا نوک مسـمار تازه‌ای؟!

بابا و یک پسر پسری که دو تکـه شد            مـظـلــوم تـازه‌ای و گـرفـتـار تـازه‌ای

دیدی دومرتبه ز عبا خون تازه ریخت؟!            بـالا گـرفـت روضـۀ دشـوار تـازه‌ای

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل تحریفی بودن و همچنین عدم رعایت شأن امام علیه السلام حذف شد در جملات امام هیچ گاه عبارت «منو علی » نیامده و مناسب شأن حضرت هم نیست ؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

می‌گـفـت رحـم بر پسر تـشـنـه‌ام کنید            "مُنّوا عـلیَّ" گـفت به اصـرار تازه‌ای

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : قاسم نعمتی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

زِ هر تـکـانِ لـبت هر چه آب، شرمنده            ز تـشـنـگـیِ تـو قـلـب کـبـاب، شرمـنده

فقـط به مادر تو عرض می کنم که نشد            نـشـد که آب بـنـوشـد ربـاب، شـرمـنـده


کسی ندیده که یک مرد پیشِ همسرِ خود            شود به صورتِ از خون خضاب شرمنده

سپاهِ کوفه ببین روی من زمین انداخت            شـد عـاقـبت پـسـرِ بـوتـراب، شـرمـنده

شـتـابِ تـیـر زیـاد و گـلـوی تـو نـازک            به چوبِ تیر، گلو خورده تاب، شرمنده

پـسـر بـبـیـن پـدرت را هنوز می‌لـرزد            به پشتِ خـیمه روم با شتـاب، شـرمنده

اگر مـراسمِ دفـنت سریع گـشـته ببخش            شدم ز غصه‌ای در اضطراب، شرمنده

اگر که قـبر تو پـیـدا کـنند من چه کنم؟            به زیرِ خاک هـمینجا بخـواب، شرمنده

: امتیاز

ترسیم حالات حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر

شاعر : فائزه زرافشان نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

چه آتشی‌ست که در حرف حرف آب نشسته            که روضه خوانده که بر گونه‌ها گلاب نشسته؟

صدای آه بلند است گـوشه گـوشۀ تکـیه            چه ناله‌هاست که در روضۀ رباب نشسته


کدام سو بدود چـشم‌های خـستۀ این زن            که در مسیر نگاهش فقط سراب نشسته

چه کرده‌اند که زیر عبا می‌آوری‌‌اش؟ آه!            چه کرده‌اند که در چشم‌هاش خواب نشسته؟

چه دیر می‌گذرد! کو صدای گریۀ اصغر؟            میان خیمه زنی غرق اضطراب نشسته

کـشیده روی سرش باز چادر عربی را            درست مثل سؤالی که بی‌جواب نشسته

کسی نگفت در آن سرزمین چه دیده که یک سال            رباب یکـسره در زیر آفـتـاب نـشـسـته

: امتیاز

ترسیم حالات حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر

شاعر : حسن بیاتانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

سقـفی به غیر از آسمان بر سر نداری            تو سـایـه بر سر داشـتـی دیگـر نداری

خورشید بر نی بود؟ حق داری بسوزی            دیدی به جز او سـایـه‌ای بر سر نداری


برگـشته‌ای؟ این را کسی باور نمی‌کرد            برگـشته‌ای؟ این را خودت باور نداری

می‌خواهی از بغض گـلوگـیرت بگویی            از لای لایــی واژه‌ای بـهــتــر نــداری

هـر بـار یــاد غــربـت مـولا مـی‌افـتـی            می‌سـوزی و دیگر علی اصغـر نداری

هر شب در این گهواره طفلی بی‌قرار است            «سخت است این غم، سخت‌تر از هر نداری»

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم            یک وقت دست از لای لایی برنـداری

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : هادی جانفدا نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

بگو که یک‌شبه مردی شدی برای خودت            و ایـسـتاده‌ای امروز روی پای خودت

نـشـان بـده به همه چه قـیامـتی هـستی            و بـاز در پـی اثــبـات ادعــای خـودت


از آسـمـانیِ گـهـواره روی خاک بیفت            بیـفـت مثل همه مـردها به پـای خودت

پـدر قـنـوت گـرفـتـه تو را بـرای خـدا            ولی هـنوز تو مشـغـول ربـّنای خودت

که شـایـد آخـر سـیـر تـکـامـل خـلـقـت            سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یکی به جای عمویت که از تو تشنه‌تر است            یکی به جای رباب و یکی به جای خودت

و بـعـد، هـمـسـفـر کـاروان بــرو بـالا            برو به قصد رسیدن، به انتهای خودت

و در نهـایت مـعـراج خویش می‌بـیـنی            که تازه آخر عرش است، ابتدای خودت

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند سیدالشهدا بدن مطهر علی اصغر را دفن کردند و موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ ضمنا موضوع تیر سه شعبه در شهادت این نازدانه مستند نیست!! جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

بده تمام خودت را به نـیـزه‌ها و بگـیر            برای عـمه کمی سایه در ازای خودت

سه روزِ بعد، در افلاک دفن خواهی‌ شد            کـنار قلب پـدر، خاک کـربلای خودت

 

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

باغـبان گل فـروشم عـطر ناب آورده‌ام            یک چمن گل دارم و با خود گلاب آورده‌ام

تا که گلزار جهان را باز عطر آگین کنم            غـنچه‌ای زیبا ز حُسن انتخاب آورده‌ام


 

موج هل من ناصرم پیچید و او لبیک گفت            آخرین سرباز خود را در رکاب آورده‌ام

غربت پور عـلی را تا ملائک بنگـرند            یـادگـار دیـگـری از بـوتـراب آورده‌ام

نـاطـق قـرآنـم و قـرآن گـواهی می‌دهد            سورۀ نوری به همره زین کتاب آورده‌ام

چهرۀ خورشیدیش روشن‌ترین صبح من است            شب پرستان روی دستم آفتاب آورده‌ام

باغ ما سیراب از سرچشمۀ فیض خداست            کس نـپـنـدارد گـلـم را بهر آب آورده‌ام

تا نماند هـیچ عذری از برای هیچ کس            همرهم سرفصلی از فصل الخطاب آورده‌ام

شاهد پیروزی این انقلاب سرخ اوست            پـرچـم سـبـزی بـرای انـقـلاب آورده‌ام

تاب ماندن نیست دیگر درگل بی‌تاب من            عرشیان را از غمش در پیچ وتاب آورده‌ام

آسمان درهای خود را باز کن بار دگر            روی دستم غنچه‌ای از خون خضاب آورده‌ام

ای «وفایی» تا غروبی را نبیند کربلا            قرص ماهی در کـنـار آفـتـاب آورده‌ام

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن قالب شعر : غزل

تـقـدیم دوست کـردم، هـفـتاد مـاهـپـاره            تنها به روی دستم، مانده ست، یک ستاره
با دست‌های بـسـته، خوانَد قـنوت ایثار            با چـشم نـیـم‌بـازش، بر من کـند نظاره


شـیــران کـارزارم، رفـتـنـد از کـنـارم            باشد همه سپاهم این طفـل شیـر خـواره
نه اشک تا بگـریـد، نه شـیـر تا بنـوشد            نه نور یک
نگاهش، نه تاب یک اشاره
امروز در نهـادم، شد تازه داغ محـسن            کآورده‌ام به همراه، یک محسن دوباره

دوش از عطش نخفته، با دوست راز گفته            احیا گـرفـته تا صبح در بین گـاهـواره
ای حرمله ندیـدی، وقتی که زه کشیدی            جـوشید خون قـلبم، از این گـلوی پـاره
تنها نه چند روزی
تا صبح روز محشر            بر این شهید گریند، ارض و سما هماره
«میثم» ز خون اصغر تکمیل شد شهادت            بـایـد بر او گـرفـتـن هـر روز یـادواره

: امتیاز